اورچینه =( نردبان ) - درینچه = ( پنجره )


             


انگاری آلشت وابیده زمونه وینی " وری ... شی گذشته روز وابیده


 :مثل اینکه  عوض شده زمانه ( دوران جهان سومی و عقب ماندگی گذشته )... بلند شو  ... شب تاریک و ظلمانی پایان یافته از پنجره دگر نگاه کن ( عصر صنعت و تکنولوژی و پیشرفت علم )و نردبان ترقی را پله به  پله طی کن

رمضان الکریم

http://img.tebyan.net/big/1390/05/20110727100015194_raadanm1.gif

.

ستایش مخصوص خداوندی است که بر ما، با هدایت به شاهراه ستایشش، منت نهاد و ما را اهل ستایش قرار داد که از سپاس گزاران احسان او باشیم …

و سپاس خداوند را که دین آسمانی اسلام را برای ما مختص ساخت تا در سایه سار آن، به سر منزل سعادت و خرسندی اش روان گردیم …

و حمد بی حد و ثنای بی عدد، خدای احد را که ماه خود، ماه اسلام، تزکیه و تصفیه و نزول کتاب وحی- رمضان - را یکی از راه های احسان بر بندگان قرار داد.

دگر بار در گردونه زمان و در چرخه منظم هستی که جلوه ای از جلوات حی ذات و آیه ای از آیات خداوند است، به رمضان رسیده ایم…

موسم رحمت و تجلی حقیقت،

نزول برکت،

شهر تطهیر قلب و

پرگشودن به جانب رب و ماه بی اعتنایی به عالم سفلی و صعود به جهان والا،

ماه مردم و بیدار شدن و بیدار کردن مردم.

فصل آگاه کردن آنها که نمی دانند و تذکر به آنها که می دانند، شهر برانگیختن آنها که نشسته اند و بازگرداندن آنها که برگشته اند و هنگامه ی نیرو دادن به فریادی که درحال نشستن است و زمان کمک به پرنده ای که در حال سقوط.

 

با حلول ماه رمضان، دعوت همگانی برای بسیج مومنان به شرکت در مهمانی خدا و بر سر سفره های بی منتهای نعمت خداوند، پرتوهای پاکت کننده روح بخش اسلامی، اعلام می گردد و مومنان واقعی زنجیرهای بردگی و اسارت را با کثرت استغفار و بلند کردن دستان به نیایش و سجده های خالصانه پاره می کنند و می آموزند که رفاه مادی و آسایش زندگی و بهره مندی از مواهب طبیعت و امیال نفسانی، هدف والای الهی و انسانی نیست، بلکه وسیله ای برای تعالی و تکامل انسانی و رسیدن به قله های رفیع انسانیت است.

در این ماه مرغ باغ ملکوت که اسیر جسم آدمیان است، چند صباحی در زندان را گسسته و پرده های جهل و ظلمت جسم را پاره و برای طواف در عالم بالا، بال می گشاید و لباس ترک تعلق به تن می کند.

 

این دهان بستی، دهانی باز شد

کز خورنده، لقمه های راز شد

رمضان ماه نزول رحمت

مولانا

 

اندرون ز طعام خالی دار

تا در آن نور معرفت بینی

سعدی

دیگر بسی مخور که هر آن کس که سیر خورد

اعضایش جمله گرسنه گردند و بی قرار

عطار

 

 

رمضان ماه مهمانی بزرگ الهی است که در آن  دروازه های مهمان سرای بزرگ الهی گشوده می شود و شمیم دل نواز عطر بهشت ربانی، مشام جان های عشاق را می نوازد و سرود و عشق وصل را در دل عاشقان می انگیزد.

رمضان ماه نزول رحمت

رمضان ماه نزول رحمت و فرود عزت و عروج عبادت و صعود طاعت و سپر محکم خداوند است که همگان را از عذاب اخری مصون و محفوظ می دارد.

«صوم شهر رمضان، فانه جنه من العقاب»«خطبه ۱۱۰ نهج البلاغه»

رمضان از دیرباز در ادبیات فارسی و شعر شاعران فارسی گوی جایگاه ویژه و ممتاز دارد، به گونه ای که از گذشته ی بسیار دور شاعران فارسی زبان، حلول هلال شهر صیام را به مخاطبان خود تبریک و شادباش می گفته اند و رعایت حرمت این ماه را به مخاطبان و ممدوحان خود گوشزد نموده اند، به گونه ای که شاید بتوان یکی از خصوصیات برجسته شعر فارسی را «رمضان ستایی» دانست.

رمضان ماه نزول رحمت

آمد شهر صیام، سنجق سلطان رسید

دست بدار از طعام، مائده جان رسید

مولانا

مرحبا نو شدن و آمدن ماه صیام

حبذا واسطه عقد و شهور ایام

انوری

ماه رمضان خجسته بادت

تا پیش صفر بود محرم

انوری

آمد رمضان و عید با ماست

قفل آمد و آن کلید با ماست

آمد رمضان به خدمت دل

و آن کس که دل آفرید با ماست

مولانا

 

در این ماه، حضرت دوست از بندگان خود می خواهد با تلاش و ستیزی همیشگی به یاری ایمان، تمایلات و خواهش های سرکش نفس را مهار کنند و خویشتن را از آلودگی ها و ناپاکی های خور و خواب و خشم و شهوت و از پلیدی های گناهان بر کنار زده و خالصانه و صادقانه با انجام تعهدات و وظایف انسانی- اسلامی خویش بر مرکب راهوار ایام به سوی لقاءالله طی مسیر نمایند.

سالی دراز بوده ای اندر هوای خویش                           ای دل که همی ترسد از مشعله آتش

ماهی خدای را شو و دست از هوا بدار                    والله که به جز روزه مر او را سپری نیست

عطار                                                                            سنایی

 

 

رمضان ماه نزول رحمت

 

   

دلادر روزه مهمان خدایی                                           تا لبان بسته ام از نوش لبان می برم آزار

طعام آسمانی را سرایی                                                  من اگر روزه بگیرم رطب آید سر بازار

در این مه چون در دوزخ ببندی                                         تا بهار است دری از قفس من نگشاید

هزاران در ز جنت برگشایی                                  وقتی این در بگشاید که گلی نیست به گلزار

مولانا                                                                                               شهریار

التزوم حضرت مهدی (عج)سی امامت مبارک بووه

سالروز آغاز امامت امام زمان (عج)

 

نهم ربیع الاول، نه تنها نخستین روز امامت امام عصر علیه السلام است، بلکه آغاز دوره ای حیاتی و مهم در تاریخ شیعه نیز به شمار می آید. در سال روز نهم ربیع الاول که یادمان آغاز امامت ولی عصر علیه السلام است، تصمیم گرفتیم در چند سطر کوتاه به رخ دادهایی که پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام در سامرا روی داد، اشاره کنیم.

روز جمعه، هشتم ربیع الاول سال 260 هـ.ق، امام حسن عسکری علیه السلام پس از این که نماز صبح را خواندند، بر اثر زهری که هشت روز قبل معتمد به ایشان خورانده بود، به شهادت رسید. این حادثه در شرایطی روی داد که امام یازدهم افزون بر این که مانند پدران خود زمینه را برای غیبت آماده کرده بود، شب پیش از شهادت شان، دور از چشم مأموران خلیفه، نامه های بسیاری به شهرهای شیعه نشین فرستادند. خبر شهادت امام در سراسر شهر سامرا پیچید و مردم به احترام او عزاداری کردند. به گفته مورخان، در روز شهادت امام، سامرا به صحرای قیامت تبدیل شده بود.

عثمان بن سعید عمری، به نمایندگی از حجت بن الحسن علیه السلام متصدی غسل و کفن و دفن حضرت شد و بر اساس گفته شیخ صدوق، خود امام زمان علیه السلام با کنار زدن عمویش جعفر که قصد نمازگزاردن داشت، بر بدن پدر بزرگوارش نماز خواند.

حکومت عباسی از مدت ها پیش بر اساس سخن رسول الله صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام مبنی بر این که مهدی فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است، امام یازدهم را زیر نظر داشت و مراقب بود تا فرزندی از ایشان نماند، ولی امام یازدهم با پنهان نگه داشتن خبر ولادت فرزندش این نقشه را باطل کرده بود. پس از شهادت امام کم کم خبر فرزندی به نام مهدی علیه السلام پخش شد و تلاش چند باره خلیفه عباسی برای یافتن امام مهدی علیه السلام به نتیجه نرسید.

عثمان بن سعید، نائب اول امام بود و با آغاز غیبت ولی عصر علیه السلام توقیعات حضرت را به شیعیان می رساند. از همین زمان بود که شیعیان برای نخستین بار طعم غیبت را چشیدند. آغاز غیبت صغرا مصادف با آغاز امامت حضرت مهدی علیه السلام بود تا مردم آرام آرام با مفهوم تلخ و دردناک غیبت آشنا شده، بتوانند تا آن زمان که به اشتباه خود پی می‌برند و به وظایف خود در برابر امامان آگاه می‌شوند، همچنان دیندار بمانند. در دوران غیبت صغرا چهار نایب خاص، امر وساطت میان امام علیه السلام و شیعیان را به عهده داشته و چنان‌که خواهیم دید، همه آنها معروف و سرشناس بوده‌اند. آنان احکام دین را از وجود اقدس امام زمان علیه السلام گرفته و در اختیار شیعیان می‌گذاشتند. سؤالات [کتبی و شفاهی] ایشان را به حضور امام زمان علیه السلام برده و سپس پاسخ را به شیعیان می‌رسانیدند و همچنین، وجوه شرعی شیعیان را با وکالتی، که از امام داشتند، می‌گرفتند [و به حضرت تحویل می‌دادند یا با اجازة ایشان مصرف می‌کردند] آنان جمعی بودند که امام حسن عسکری علیه السلام در زمان حیات خود عدالتشان را تأیید فرمود و همه را به عنوان امین امام زمان علیه السلام معرفی کرد و بعد از خود، ناظر املاک و متصدی کارهای خویش گردانید، و آنها را با نام و نسب به مردم معرفی نمود.

فرارسیدن عید الزهرا (س) و آغاز امامت حضرت بقیه الله الاعظم مهدی موعود ارواحنا فداه را حضور تمامی مسلمانان و شیعیان جهان بویژه بازدید کنندگان محترم این وبلاگ تبریک و شادباش عرض نموده سلامتی و تعجیل در فرج قطب عالم امکان حضرت صاحب الزمان (عج) و ادامه توفیقات روزافزون تشیع را از خداوند قادر متعال مسئلت می نماید.

 

نخل امید

پس کی از روز وصال تو خبر می آید؟

کی شب هجر تو ای دوست به سر می آید؟

هر مسافر به دیار و وطنش باز آمد

کی نگار من غمگین ز سفر می آید؟

آنی از ساحت دل یاد تو بیرون نرود

دائما صورت ماهت به نظر می آید

نغمه مرغ سحر می دهد از صبح خبر

کی پسِ شام فراق تو سحر می آید؟

سدّ لطف تو حفاظت کند از ما ای دوست

هر زمان جانب ما سیل خطر می آید

پس کی ای دوست پس از این همه خوناب جگر

نخل امید من آخر به ثمر می آید؟

ذوالفقار علوی چون که بگیرد در دست

پی آزادی انواع بشر می آید

«ملتجی» منتقم آل محمد، مهدی

پی نابودی هر فتنه و شر می آید

"اللهم عجل لولیک الفرج
و العافیة و النصر واجعلنی من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه"


خدا از سر تقصیرشون نگذره

شهادت امام یازدهم را به کلیه مسلمین خصوصا شیعیان تسلیت عرض میکنم

زندگينامه امام عسگري (ع)

1.حضرت امام حسن عسکری  (ع )
2.صورت و سيرت امام حسن عسکری (ع )
3.دوران امامت
4.شهادت امام حسن عسکری (ع )
5.ماجرای جانشين بر حق امام عسکري
 

حضرت امام حسن عسکری  (ع )
امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدينه چشم به جهان گشود . مادر والا گهرش سوسن يا سليل زنی لايق و صاحب فضيلت و در پرورش فرزند نهايت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شايسته است پرورش دهد . اين زن پرهيزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنيا رحلت کرد . کنيه آن حضرت ابامحمد بود .

صورت و سيرت امام حسن عسکری  (ع )
امام يازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت . ابروهای سياه کمانی ، چشمانی  درشت و پيشانی گشاده داشت . دندانها درشت و بسيار سفيد بود . خالی بر گونه راست داشت . امام حسن عسکری (ع ) بيانی شيرين و جذاب و شخصيتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بي نظير برای قرآن مجيد بود . راه مستقيم عترت و شيوه صحيح تفسير قرآن را به مردم و به ويژه برای اصحاب بزرگوارش - در ايام عمر کوتاه خود - روشن کرد .

دوران امامت
به طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع ) به سه دوره تقسيم مي گردد : دوره اول 13سال است که زندگی آن حضرت در مدينه گذشت . دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت . دوره سوم نزديک 6 سال امامت آن حضرت مي باشد . دوره امامت حضرت عسکری (ع ) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود . خلفايی که به تقليد هارون در نشان دادن نيروی خود بلندپروازيهايی داشتند . امام حسن عسکری (ع ) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان گذرانيد . زندانبان آن حضرت صالح بن وصيف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود ، تا بتواند آن حضرت را - به وسيله آن دو غلام - آزار بيشتری دهد ، اما آن دو غلام که خود از نزديک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثير آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراييده بودند . وقتی از اين غلامان جويای حال امام شدند ، مي گفتند اين زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نياز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمي گويد . عبيدالله خاقان وزير معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات مي کرد به احترام آن حضرت برمي خاست ، و آن حضرت را بر مسند خود مي نشانيد . پيوسته مي گفت : در سامره کسی را مانند آن حضرت نديده ام ، وی  زاهدترين و داناترين مردم روزگار است . پسر عبيدالله خاقان مي گفت : من پيوسته احوال آن حضرت را از مردم مي پرسيدم . مردم را نسبت به او متواضع مي يافتم . مي ديدم همه مردم به بزرگواريش معترفند و دوستدار او مي باشند . با آنکه امام (ع ) جز با خواص شيعيان خود آميزش نمي فرمود ، دستگاه خلافت عباسی  برای حفظ آرامش خلافت خود بيشتر اوقات ، آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت داشت . " از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع ) يکی نيز اين بود که از طرف خلافت وقت ، اموال و اوقات شيعه ، به دست کسانی سپرده مي شد که دشمن آل محمد (ص ) و جريانهای شيعی  بودند ، تا بدين گونه بنيه مالی نهضت تقويت نشود . چنانکه نوشته اند که احمد بن عبيدالله بن خاقان از جانب خلفا ، والی اوقاف و صدقات بود در قم ، و او نسبت به اهل بيت رسالت ، نهايت مرتبه عداوت را داشت " . " نيز اصحاب امام حسن عسکری ، متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان نبود ، کسانی چون ابوعلی  احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعيل نوبختی  در بغداد مي زيستند ، فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی ، پس از شهادت حضرت رضا (ع ) معمول داشت ، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترين نوع درگيری  واداشته بود . اين جناح نيز طبق ايمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی  ، اين همه سختی را تحمل مي کرد ، و لحظه ای از حراست ( و نگهبانی ) موضع غفلت نمي کرد " . اينکه گفتيم : حضرت هادی (ع ) و حضرت امام حسن عسکری (ع ) هم از سوی  دستگاه خلافت تحت مراقبت شديد و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با ياران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دينی  خود به آنها مراجعه مي نمودند - کمتر معاشرت مي کردند به جهت آن بود که دوران غيبت حضرت مهدی (ع ) نزديک بود ، و مردم مي بايست کم کم بدان خو گيرند ، و جهت سياسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند ، و پيش آمدن دوران غيبت در نظر آنان عجيب نيايد . باری ، امام حسن عسکری (ع ) بيش از 29سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و رياست روحانی اسلامی ، آثار مهمی  از تفسير قرآن و نشر احکام و بيان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی  شيعيانی که از راههای دور برای کسب فيض به محضر امام (ع ) مي رسيدند بر جای گذاشت . در زمان امام يازدهم تعليمات عاليه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی  را تجديد کرد ، و فرهنگ شيعی - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته های ديگر نيز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون يعقوب بن اسحاق کندی  ، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعليمات آن امام ، گرديد . در قدرت علمی  امام (ع ) - که از سرچشمه زلال ولايت و اهل بيت عصمت مايه گرفته بود - نکته ها گفته اند . از جمله : همين يعقوب بن اسحاق کندی فيلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ايرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است ، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانيد و بعدها از دوستداران و در صف پيروان آن حضرت درآمد .

شهادت امام حسن عسکری  (ع )

شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند . در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبيدالله بن خاقان گويد روزی برای پدرم ( که وزير معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - يعنی  حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر را به خليفه داد . خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . يکی از ايشان نحرير خادم بود که از محرمان خاص خليفه بود ، امر کرد ايشان را که پيوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبيبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی گرديده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای  مسيحی و يهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبيد و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پيوسته نزد آن حضرت باشند . و اين کارها را برای  آن مي کردند که آن زهری  که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنيا رفته ، پيوسته ايشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد از آن خليفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زيرا شنيده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی  خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او مي کردند ... . اين جستجوها و پژوهشها نتيجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طريق روايات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) مي پيوست ، شنيده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد يافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدين جهت به بهانه های  مختلف در خانه حضرت عسکری (ع ) رفت و آمد بسيار مي کردند ، و جستجو مي نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بيابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهيم (ع ) و حضرت موسی  (ع ) تکرار مي شد . حتی قابله هايی  را گماشته بودند که در اين کار مهم پی جويی  کنند . اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهيد خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسيب زمان حفظ کرد ، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموريت الهی خود را انجام دهد . باری ، علت شهادت آن حضرت را سمی مي دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانيد و بعد ، از کردار زشت خود پشيمان شد . بناچار اطبای مسيحی و يهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند ، به ويژه در مأموريتهايی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع ) در ميان بود ، برای معالجه فرستاد . البته از اين دلسوزيهای ظاهری هدف ديگری  داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقيقت ماجرا بود . بعد از آگاه شدن شيعيان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری  (ع ) شهر سامره را غبار غم گرفت ، و از هر سوی صدای ناله و گريه برخاست . مردم آماده سوگواری و تشييع جنازه آن حضرت شدند

اعمال و مناسبت‌های ماه ربیع‌الاول



تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲ ساعت ۲۰:۳۲
اعمال و وقایع رخ داده در ماه ربیع‌الاول به عنوان سومین ماه قمری، به شرح زیر است.

در این ماه آثار رحمت خداوند هویداست و ذخایر برکات خداوند و نورهای زیبایی او بر زمین فرود آمده است، زیرا میلاد رسول خدا (ص) در این ماه است و سزاوار است که همه علاقه‌مندان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) آن را ارج نهند و گرامی بدارند.

ماه ربیع‌الاول آمیخته با خاطره غم‌انگیزی چون شهادت امام حسن عسکری(ع) و مطابق روایت معروف، ماه میلاد مبارک پیامبر گرامی اسلام(ص) و حضرت صادق(ع)، هجرت پیامبر اکرم(ص) از مکه به مدینه، آغاز امامت پربرکت حضرت بقیة اللّه(عج) و ماه رخداد واقعه عظیم «لیلة‌المبیت» است.

اعمال و وقایع رخ داده در ماه ربیع‌الاول به عنوان سومین ماه قمری، به شرح زیر است:

اعمال مشترک اول هر ماه

دعای هنگام رؤیت هلال، خواندن سوره حمد، نماز اول ماه و روزه گرفتن، اعمال مشترک اول هر ماه قمری هستند که می‌توانید برای مشاهده شرح و کیفیت انجام آنها به نشانی اینترنتی زیر مراجعه کنید:

روز اوّل

علما گفته‌اند مستحب است، به شکرانه هجرت موفّقیت‌آمیز رسول خدا(ص) این روز را روزه بگیرند و صدقه و انفاق و احسان نمایند، و همچنین زیارت آن بزرگوار، در این روز مناسب است.

مرحوم «سیّد بن طاووس»، دعایی را برای این روز در کتاب اقبال نقل کرده است.

روز دوازدهم

در این روز دو رکعت نماز مستحب است که در رکعت اوّل بعد از حمد، سه مرتبه سوره «قل یا ایّها الکافرون» و در رکعت دوم بعد از حمد، سه مرتبه سوره «توحید» خوانده شود.

روز هفدهم

این روز مطابق نظر مشهور علمای امامیّه، روز ولادت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و همچنین میلاد امام صادق(علیه السلام)است و روز بسیار مبارکی و دارای اعمالی است:

۱) غسل؛ به نیّت روز هفدهم ربیع الاوّل.

۲) روزه؛ که برای آن فضیلت بسیار نقل شده است، از جمله در روایاتی از ائمّه معصومین(علیهم السلام)آمده است: کسی که این روز را روزه بدارد، خداوند برای او ثواب روزه یکسال را مقرّر می‌فرماید.

۳) دادن صدقه، احسان نمودن و خوشحال کردن مؤمنان و به زیارت مشاهد مشرّفه رفتن.

۴) زیارت رسول خدا(ص) از دور و نزدیک؛ در روایتی از آن حضرت آمده است: هر کس بعد از وفات من، قبرم را زیارت کند مانند کسی است که به هنگام حیاتم به سوی من هجرت کرده باشد، اگر نمی‌توانید مرا از نزدیک زیارت کنید، از همان راه دور به سوی من سلام بفرستید (که به من می‌رسد).

۵) زیارت امیرمؤمنان، علی(علیه السلام) نیز در این روز مستحب است با همان زیارتی که امام صادق(علیه السلام) در چنین روزی کنار ضریح شریف آن حضرت(علیه السلام) وی را زیارت کرد. برای خواندن این زیات به آدرس زیر مراجعه شود.

۶) تکریم، تعظیم و بزرگداشت این روز بسیار بجاست، مرحوم «سیّد بن طاووس»، در اقبال، در تکریم و تعظیم این روز به خاطر ولادت شخص اوّل عالم امکان و سرور همه ممکنات حضرت نبیّ اکرم(صلی الله علیه وآله) سفارش بسیار کرده است.

بنابراین، سزاوار است مسلمین با برپایی جشن‌ها و تشکیل جلسات، هرچه بیشتر با شخصیّت نبیّ مکرّم اسلام(ص)، سیره و تاریخ زندگی او آشنا شوند و از آن، برای ساختن جامعه‌ای اسلامی و محمّدی بهره کامل گیرند.

رخدادهای این ماه

شب اوّل

این شب به نام «لیلة المبیت» مزیّن است، در این شب یک حادثه مهمّ تاریخی واقع شد و آن این که در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(ص) از مکّه به قصد هجرت به سوی مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیر مؤمنان علی(ع) برای اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر رسول خدا(ص) خوابید و مشرکان قریش که خانه رسول خدا(ص) را محاصره کرده بودند، به گمان آن که رسول خدا(ص) در بسترش آرمیده است، تا صبح منتظر ماندند و چون صبحگاهان با شمشیرهای برهنه به منزل آن حضرت هجوم بردند تا رسول اللّه(ص) را بکشند، علی(ع) را دیدند که از آن بستر برخاست! بدین سان، رسول خدا(ص) در فرصتی مناسب خود را از چنگال مشرکان قریش نجات داد و علی(ع) نیز با این فداکاری، عشق و علاقه و برادری خود را نسبت به رسول خدا(ص)نشان داد؛ این در حالی بود که هر زمان ممکن بود کسی را که در بستر خوابیده به قتل برسانند.

آیه شریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ; بعضی از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودی خدا می‌فروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است» در حقّ آن حضرت نازل شد.

سال هجرت رسول خدا(ص) مبدأ تاریخ مسلمانان است و تحوّلی عظیم در جهان اسلام روی داد.

روز هشتم

در روز هشتم ربیع الأوّل، سال ۲۰۶، شهادت امام حسن عسکری(علیه السلام) طبق روایتی واقع شده است و از همان روز، امامت حضرت صاحب الزّمان، حجّة بن الحسن عجّل الله تعالی فرجه الشریف آغاز شد.

روز دهم

روز ازدواج رسول خدا(ص) با حضرت خدیجه کبری(علیها السلام) است در حالی که رسول خدا(ص) ۲۵ ساله بود و حضرت خدیجه(علیها السلام)۴۰ ساله. به همین مناسبت روزه این روز به عنوان شکرگزاری مستحب شمرده شده است.

روز دوازدهم

این روز مطابق نظر مرحوم شیخ کلینی و مسعودی و همچنین مشهور میان اهل سنّت، روز ولادت با سعادت نبیّ مکرّم اسلام(ص)است.

همچنین در این روز، رسول خدا(ص) بعد از ۱۲ روز که مسیر راه میان مکّه و مدینه را پیمود وارد مدینه گردید. و نیز روز انقراض دولت بنی‌مروان در سال ۱۳۲ است.

روز چهاردهم

در سال ۶۴ در چنین روزی، یزید بن معاویه به هلاکت رسید.

وی پس از سه سال و نُه ماه خلافت که همراه با جنایات عظیمی بود - که مهمترین آن واقعه کربلا و شهادت ابی عبداللّه الحسین(ع) و یارانش می‌باشد - در سنّ ۳۷ سالگی در منطقه «حوران» زندگی ننگینش به پایان رسید؛ جنازه‌اش را در دمشق دفن کردند؛ ولی اکنون اثری از او نیست.

شب هفدهم

طبق روایات مشهور شیعه، شب ولادت حضرت خاتم الانبیا، رسول معظّم اسلام(ص) است و شب بسیار مبارکی است.

همچنین یکسال قبل از هجرت رسول خدا(ص)، در چنین شبی معراج آن حضرت صورت گرفت.

روز هفدهم

همان گونه که گفتیم مشهور میان علمای امامیّه آن است که روز هفدهم ربیع الأوّل، روز ولادت با سعادت رسول خدا حضرت محمّد بن عبداللّه(ص) است و معروف آن است که ولادتش در مکّه معظّمه، واقع شده است، و زمان ولادتش هنگام طلوع فجر، روز جمعه، سنه عام الفیل بوده است. (عام الفیل سالی است که ابرهه با لشکرش که بر فیل سوار بودند به قصد تخریب کعبه آمد، ولی همگی نابود شدند).

همچنین در چنین روزی در سال ۸۳ هجری قمری، ولادت امام صادق(علیه السلام) واقع شده است و از این جهت نیز بر اهمّیّت این روز افزوده شده است.

ماه ربیع الأوّل گرچه آغاز آن آمیخته با خاطره غم‌انگیز و اندوه‌بار شهادت امام حسن عسکری(علیه السلام)است، ولی از آن جا که میلاد مبارک حضرت ختمی مرتبت رسول گرامی اسلام(ص) مطابق روایت معروف، در هفدهم این ماه و طبق روایت غیرمعروف، در دوازدهم آن واقع شده و میلاد حضرت صادق(ع) نیز در هفدهم این ماه است، ماه شادی و جشن و سُرور است.

از آن جا که هجرت پیامبر اکرم(ص) که سرچشمه دگرگونیِ عمیق در جهانِ اسلام و عزّت و شوکت مسلمین شد، و همچنین داستان «لیلة‌المبیت» در این ماه واقع گردیده، و آغاز امامت پربرکت حضرت بقیة اللّه (ارواحنا فداه) همزمان با شهادتِ پدر بزرگوارش نیز می‌باشد؛ در مجموع از ماه‌های بسیار پربرکت و پرخاطره است، که سزاوار است، همه علاقه مندان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) آن را ارج نهند و گرامی بدارند.

منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله مکارم شیرازی

حلول ماه ربیع الاول، ماه جشن و سرور اهل بیت(ع) مبارك باد.


بهار ماه‏ ها، ربیع الاول است چرا که آثار رحمت الهی و ذخایر برکات

خداوندی در این ماه پدیدار می‏ شود

و انوار جمال الهی بر زمین و زمینیان می‏ تابد

جوانه های تبسم لب ها را شاداب از طراوت تغزلی دیگر كرده است

ربیع الاول،این ماه خجسته، نسیم سحری جان مایه عشق را به گستره

خاكیان می فرستد.



حلول ماه ربیع الاول، ماه جشن و سرور اهل بیت(ع) مبارك باد.

شهادت هشتمین اختر آسمان ولایت حضرت ثامن الحجج امام رضا بر کلیه ی شیعیان تسلیت باد

شهادت هشتمین اختر آسمان ولایت حضرت ثامن الحجج امام رضا بر کلیه ی شیعیان تسلیت باد

زندگی نامه امام علی بن موسی الرضا ( ع )

 

مقدمه:

امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.

 

نام، لقب و کنیه امام:

نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای "خشنودی" می‌باشد. امام محمد تقی (علیه السلام) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند: "خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند."

یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است، که قسمتی از این مناظرات در بخش "جنبه علمی امام" آمده است. این توانایی و برتری امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان می‌باشد و با تأمل در سخنان امام در این مناظرات، کاملاً این مطلب روشن می‌گردد که این علوم جز از یک منبع وابسته به الهام و وحی نمی‌تواند سرچشمه گرفته باشد.


 


 

ادامه نوشته

رحلت حضرت رسول اکرم (ص) ،  شهادت حضرت امام حسن مجتبی (ع)   


رحلت حضرت رسول اکرم (ص) ،

شهادت حضرت امام حسن مجتبی (ع)

برهمه شیعیان تسلیت باد

 هر کس که در برابر شخصیت ارجمند رسول اکرم حضرت محمّدصلى الله علیه وآله ‏قرار گیرد، شخصیتى که خداوند او را به عنوان پر افتخارترین انسان در پهنه‏ هستى آفرید، به حیرت و شگفتى دچار مى‏شود.

شخصیت پیامبرصلى الله علیه وآله در حقیقت تابلوى زیبا و ارزشمندى است که بر آن ‏تمام نشانه ‏هاى ارزشهاى الهى و آیات کمال و جمال نقش بسته است وچشم ودل بینندگان را به خود خیره مى‏سازد.

نام: محمد، احمد پدر و مادر: عبداللَّه - آمنه‏ شهرت: رسول اللَّه، خاتم پیامبران‏ کنیه: ابوالقاسم‏ زمان ومحل تولد: سحرگاه روز جمعه 17 ربیع الاول 571 میلادى )چهل سال قبل از بعثت( در مکّه. دوران نبوت: 23 سال، از 40 سالگى تا 63سالگى، 13سال در مکّه، 10سال در مدینه، آغازنبوت، 27 ماه‏رجب.

زمان و محل رحلت: روز دوشنبه 28 ماه صفر سال 11 هجرى، در مدینه منوره در سن 63 سالگى رحلت نمود.

محل دفن: مرقد شریفش، کنار مسجد النبى در مدینه منوره مى‏باشد.

دوران عمر: در سه بخش: - قبل از نبوت(چهل سال(. - بعد از نبوت در مکه (13 سال(.

 -بعد از هجرت از مکّه به مدینه، وتشکیل حکومت اسلامى (حدود ده سال(.

 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند :

«هیچ فقری از نادانی بدتر نیست و هیچ مالی از عقل سودمندتر نیست و هیچ تنهائی از خودپسندی وحشتناک تر نیست و هیچ مددکاری از مشورت بهتر نیست و هیچ عقلی چون عاقبت اندیشی نیست و هیچ حسب و نسبی چون خوشخوئی نیست و هیچ عبادتی همانند فکر کردن نیست.»

 حضرت امام حسن مجتبی  (علیه السلام)

پیشواى دوم جهان تشیع که نخستین میوه پیوند فرخنده على(ع) با دختر گرامى پیامبر اسلام (ص) بود، در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهرمدینه دیده به جهان گشود.حسن بن على(ع) از دوران جد بزرگوارش چند سال بیشتر درک نکرد زیرا او تقریباً هفت سال بیش نداشت که پیامبر اسلام بدرود زندگى گفت پس از درگذشت پیامبر(ص) تقریبا سى سال در کنار پدرش امیر مومنان (ع) قرار داشت و پس از شهادت على (ع) (در سال 40 هجرى) به مدت 10 سال امامت امت را به عهده داشت و در سال 50 هجرى با توطئه معاویه بر اثر مسمومیت در سن 48 سالگى به درجه شهادت رسید.

نام: حسن‏ پدر و مادر: على بن ابیطالب و فاطمه زهرا شهرت: مجتبى سبط اکبرکنیه: ابو محمّد  زمان و محل تولّد: نیمه رمضان سال دوّم هجرت در مدینه‏ زمان و محل شهادت: 28 صفر سال 50 هجرى در سنّ حدود 47 سالگى به دستور معاویه، توسط جعده، در مدینه، مسموم و به شهادت رسید مرقد: قبرستان بقیع، واقع در مدینه‏

دوران زندگى: در سه بخش:

1 - عصر پیامبر صلى الله علیه وآله  حدود 8 سال

2 - ملازمت با پدر حدود 37 سال

3 - عصر امامت ده سال.

 

امام حسن مجتبی(علیه السلام)   :فرمودند

براى دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگى مىکنى، و براى آخرتت به گونه ای  کارکن که گویا فردا خواهى مُرد، و اگر عزّتى بدون بستگان و شکوهى بدون سلطنت خواهى، از معصیت ونافرمانی خدا به طاعت و فرمانبری خداون عز و جل در آی .

حرف های قشنگ

حرف های قشنگ

روزی به مرحوم آیت الله بهجت (ره) گفتند :کتابی در زمینه اخلاق معرفی کنید فرمودند:

لازم نیست یک کتاب باشد یک کلمه کافیست که بدانی "خدا می بیند"

*****

شیخ رجبعلی خیاط :
قیمت تو به اندازه خواست توست ، اگر خدا را بخواهی ، قیمت تو بی نهایت است و اگر دنیا را بخواهی ، قیمت تو همان است که خواسته ای ...

 


دلت که گرفت دیگر منت زمین را نکش ... اگر هیچکس نیست خدا که هست ... او همیشه آغوشش باز است ..

*****

امام خمینی (ره) : همه بدانند که در محضر خدا هستند و در معرض امتحان.بدانید که زبان شما، قلب شما، چشم شما، گوش شما در محضر خداست. عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت خدا نکنید. در محضر خدا با هم دعوا نکنید سر امور باطل و فانی.

*****

در ماجراي حضرت يوسف (ع) و زليخا، هنگامي که زليخا قصد گناه کرد، پارچه‌اي روي بتي که در آنجا بود انداخت. به فرموده امام سجاد (ع)، يوسف (ع) ديد که زليخا پارچه‌اي روي بت انداخت، يوسف به او گفت: تو از بتي که نمي‌شنود و نمي‌بيند و نمي‌فهمد، و خوردن و آشاميدن ندارد، حيا مي‌کني، آيا من از کسي که انسانها را آفريد و علم به انسانها بخشيد حيا نکنم؟؟؟


 منبع : جملات زیبا

بزرگی از قبا ی نو نمیشه

بزرگی از قبای نو نمیشه

اقامه نماز در پنچ نوبت در طول شبانه روز از تکالیف عبادی یک مسلمان است که ترک آن حرام و از بزرگترین گناهان است، اما خداوند مهربان برای همین تکلیف و وظیفه بندگانش در صورت انجام به موقع آن یکسری پاداش و برکات ویژه‌ای در نظر گرفته است.

 در احادیث و روایات معصومین(ع) برآورده شدن خواسته‌ها، برطرف شدن گرفتاری و ناراحتی، ورود به بهشت و دوری از جهنم، در امان بودن از بلاهای آسمانی، خشنودی خداوند، استجابت دعا و بالا رفتن اعمال، دوری شیطان و تلقین شهادتین از جمله آثار و فواید و برکات خواندن نماز اول وقت شمرده شده است.

به عنوان مثال پیامبر اکرم(ص) فرمودند: "بنده‌ای نیست که به وقت‌های نماز و جاهای خورشید اهمیت بدهد، مگر این که من سه چیز را برای او ضمانت می‌کنم: برطرف شدن گرفتاری‌ها و ناراحتی‌ها، آسایش و خوشی به هنگام مردن و نجات از آتش1"

همچنین در حدیث داریم به هنگام ظهر درهای آسمان گشوده می‌شود و درهای بهشت باز می‌گردد و دعا مستجاب می‌شود؛ پس خوشا به حال کسی که در آن هنگام برای او عمل صالحی بالا رود".

در حدیثی دیگر از حضرت صادق(ع) آمده است که فرمودند:"... بهترین ساعت‌های شب و روز، وقت‌های نماز است." سپس فرمودند: "چون ظهر می‌شود درهای آسمان گشوده شده و بادها می‌وزند و خداوند به خلق خود نگاه می‌کند. هر آینه من بسیار دوست دارم که در آن هنگام، عمل صالحی برای من بالا رود."

آنگاه فرمودند:" برشما باد به دعا کردن بعد از نمازها، چرا که آن مستجاب می‌شود".

امام صادق(ع) همچنین فرمودند: "شیعیان ما را در سه چیز بیازمایید: در اوقات نمازشان، که چگونه بر آنها مواظبت می‏‌کنند؛ در اسرارشان، که چگونه آنها را از دشمنان ما حفظ می‏‌کنند و در اموالشان، که چگونه با آن به برادران خود کمک می‏‌کنند".

پیامبر خدا(ص) نیز می‌فرمایند: "در دینداری مرد همین بس، که بر گزاردن نمازها بسیار مواظبت کند".


 

تا حالا نمردی نی تری بمیری


تا حالا نمردی نی تری بمیری

« روزی ازعلامه حسن زاده آملی خواسته شد نصحیت وارشادی بفرمایند. فرمودند:سعی کنید بانامحرمان تماس نداشته باشیدچه زن باشند وچه مرد!پرسیدند: آیامردهم نامحرم میشود؟ فرمودند:هرکسی که باخدا انس نداشته باشد،نامحرم است »  

« امام علی(ع):هرگاه چشم شهوت بیناشد،چشم دل ازدیدن سرانجام امور،نابینا میشودوهرگاه خداوند بنده ای راگرامی بدارد،اورا به محبت خویش مشغول کند! »

« آیةالله مظاهری:مال حرام،نه تنهاخود انسان رابه سقوط میکشاند،بلکه فرزندان اورانیز بدبخت میکند،گاهی اوقات خودش مسجدی است،اماپسرودخترش نه اینکه حال مسجد ندارند،بلکه پدرشان راهم برای رفتن به مسجد مسخره میکنند! »

پیامبراعظم(ص):چه خوب است آدمی گاهی با خود خلوت کند،گناهانش رابه یادآورد واز خداوند آمرزش بخواهد!

« امام باقر.ع: تمام کارهای بندگان در شب جمعه بر پیغمبر اسلام عرضه می گردد،پس حیاء کنید از اینکه عمل ناپسندتان را نزدپیغمبرتان ارائه دهند »

هرگز وجود حاضر غایب شنیده ای/ من در میان جمع و دلم جای دیگر است...




تا تری جارش بزن


تا تری جارش بزن

محاسن اخلاقي:

جبرئيل نزدپيامبراكرم(ص)آمدوگفت پيامبر! خداوندتبارك وتعالي مراباهديه اي بسوي توفرستاده است. كه پيش ازتو،به كسي چنين هديه اي عطا نفرموده است، رسول خدا(ص)فرمود:

آن هديه چيست؟

گفت:صبروشكيبائي،وحتي بهترازصبر.

گفتم :بهترازصبرچيست؟گفت ،رضاوخشنودي بمقدارت وبهترازآن،

گفتم:بهترونيكوترازرضاچيست؟

گفت:زهد نيكوترازآن،

گفتم: نيكوتراززهدچيست؟

گفت:اخلاص وچيزيكه بهترازآن است،

گفتم:بهترازاخلاص چيست؟

گفت:يقين وبهترازآن،

گفتم:اي جبرئيل! بهترازيقين چيست؟

گفت:راه وصول بدرجه يقين،توكل برخداي عزوجل است.

گفتم: توكل برخداي عزوجل چگونه است؟

گفت:بدينگونه است كه انسان بداند كه مخلوق زيان و نفعي نرساندو بخشش و منع نكند.ودر (اينصورت) از مردم مأيوس و نا اميد باشد. پس اگر بنده اي اين چنين باشد براي غير خداوند عملي انجام ندهد. و بجز خداوند به كسي اميدوار نشود،و از كسي غير از او نترسد،وبه هيچ كس جز خداوند چشم طمع نورزدو اين است معني توكل!

گفتم: اي جبرئيل !تفسير صبر چيست؟

گفت: صبر كردن در سختيها همچو در خوشحالي و در تهي دستي همچو در توانگري و در گرفتاري همچو در عافيت است ،و نيز شكايت نكردن به مخلوقات از آنچه كه از بلا و گرفتاري به ايشان مي رسد.

گفتم: تفسير قناعت جيست؟

گفت: قانع شدن به آنچه كه از دنيا به ايشان مي رسد و قانع شود به چيزي كم و شكر كند اندك را.

گفتم : نفسير رضا چيست؟

گفت: راضي كسي است كه چه دنيا به او برسد و چه نرسد ،بر خداوند خشم نگيرد و به اندكي از عمل خوب از نفس، خود راضي و خشنود نشود.

گفتم : اي جبرئيل تفسير زهد چيست ؟

گفت: زاهد كسي است كه دوست داشته باشد آنرا كه خداوند دوست دارد و هر كه را خداوند دشمن دارد او هم دشمن بداردو از حلال كناره بگيرد و به حرام آن توجه نكند.(زيرا در حلال دنيا حساب است و در حرام آن عقاب).و بر همه مسلمانان ترحم نمايد .همچنان كه بنفس خود ترحم مي كند و ازپر حرفي كناره بگيرد همچنان كه از مردار بسيار بد بو ،احتراز مي جويدو از متاع دنيا و زرق و برقهايش اجتناب كند تا مبادا او را فرا گيرد .و آرزويش را كوتاه سازد و اجلش را به چشم خود مشاهده كند.

گفتم : اي جبرئيل : تفسير اخلاص كدامست؟

گفت: مخلص آن كسي است كه از مردم چيزي نخواهد تا آنرا بيابد و چون بيابد راضي شود و هر گاه چيزي اضافه نزد او بماند در راه رضاي خداوند مي دهد. و كسي كه از بندگان چيزي در خواست نكند ،حقا كه به بندگي خداوند اقرار كرده و هر گاه خيري بيابد راضي شود .پس او از خداوند راضي است. و خداوند هم از او خرسند مي باشد.

گفتم :پس تفسير يقين چيست؟

گفت: صاحب يقين كارهايش براي خداست و چنان عمل مي كند كه گويا او را مي بيند ،و اگر خدا را نمي بيند ،خداونداو را مي بيند .

و آنچه كه ذكر شد ،همه شاخه هاي توكل و راههاي زهد مي باشند.

بر گرفته از كتاب سخن خدا ،مجموعه اي از احاديث قدسي

دنیا وفا نداره .یه خوبی میمونه یه بدی

دنیا وفا نداره .یه خوبی میمونه یه بدی

   ما انسانها تا موقعي كه زنده ايم قدر يكديگر را نمي دانيم و گاه قوم و خويش ها و شايد برادر و خواهران ماهها به خانه يكديگر نرويم. ولي همينكه خبر مرگ عزيزي را مي شنويم همه هجوم مي آوريم و فرياد :اي واي  اي واي سر مي دهيم. چه خوب بود  كه تا موقعي كه زنده ايم فكر كنيم كه اين ديدار عزيزان آخرين ديدار است و ازمحبت دریغ نکنیم


بی خبر از همدگر آسوده خوابیدن  چه سود                                                                                                                                                                                          برمزار   مردگان  خویش  نالیدن  چه سود

زنده را باید به فریادش رسید                      ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود

زنده را تا زنده است قدرش بدان                  ورنه بر  روی مزارش کوزه چیدن چه سود

زنده را در زندگی دستش بگیر                    ورنه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود

با محبت دست پیران را ببوس                      ورنه  بروی مزارش تاج گل چیدن چه سود

یک شبی با زنده ای غمخوار باش                 ورنه  روی  مزارش  زار نالیدن  چه سود

تا زمانی زنده ایم بایکدیگر بیگانه ایم             در عزاها روی همدیگر بوسیدن  چه سود

گر توانی زنده ای را شاد کن                      درعزا عطر و گلاب ناب پاشیدن  چه سود

از برای سالمند یک گل خوشبو ببر              تاج گل ها در کنار همدیگر چیدن چه سود

گر نرفتی خانه اش تا زنده است                  خانه صاحب عزا شب ها خوابیدن چه سود

گر نپرسی حال من تا زنده ام                     گریه  و  نالیدن  پس    از   مرگم   چه سود

سالها عید آمد و رفتی نکردی یاد من            جای  خالی  من  اندر خانه ام  دیدن چه سود

گر نکردی یاد من تا زنده ام                      سنگ مرمر روی قبر من چیدن هم چه سود

 

شادی روح دختر عمه تازه گذشتم که هفته پیش چهلمین روز درگذشتش
بود (بانو قاسمی )
و
شادی همه ی اسیران خاک قرائت کنید سوره ی فاتحه

اه دربساط ندارند

کمک به همنوعان در کلام اولیا


مومنان هماننداعضای یک پیکرند وبه عبارت صحیحتر بایدباشند
  پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم می فرماید :
مَثَلُ الْمُؤْمِنِ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ كَمَثَلِ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى بَعْضُهُ تَدَاعَى سَائِرُهُ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى
                                                                       بحار الانوار ج58 ص150
   مؤمنان از نظر مهر ورزى و عطوفت نسبت به يكديگر مانند يك پيكرند كه هرگاه عضوى از آنان دچار دردى شود ساير اعضاء [ از راه تب و بيدارى و ناراحتى ] همدردى خود را با آن عضو ابراز مى دارند و به كمكش مى شتابند .

ادامه نوشته

افتو لب بوم

وقتمون کمه...


گویند : صاحب دلى ، براى اقامه نماز به مسجدى رفت.


نمازگزاران، همه او را شناختند؛ پس ، از او خواستند كه پس از نماز، بر منبر رودو پند گوید. پذیرفت.

نماز جماعت تمام شد. چشم ‏ها همه به سوى او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست.

بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آن گاه خطاب به جماعت گفت:

مردم! هر كس از شما كه مى ‏داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد ، برخیزد!

كسى برنخاست.

گفت :

حالا هر كس از شما كه خود را آماده مرگ كرده است، برخیزد!

باز كسى برنخاست.

گفت:

شگفتا از شما كه به ماندن اطمینان ندارید؛ اما براى رفتن نیز آماده نیستید!




تا حالا فکر کردید چقدر زمان با عجله در حال گذشتنه و چقدر مهلت ما داره کم و کمتر

میشه؟

تا حالا فکر کردید در همین زمان کم و اندک چقدر کار عقب مونده داریم

که باید انجام بدیم؟

خصوصیت ما انسانها اینه که تا هستیم و تا فرصت داریم به تنها چیزی

که فکر نمیکنیم استفاده از لحظاته.

میدونیم که از آینده خبری نداریم.

میدونیم که ممکنه هر لحظه زمان مرگ ما فرا برسه و باید بدون هیچ

چون و چرایی بار سفر ببندیم و راهی شویم.

میدونیم که فرصتمون برای با هم بودن، برای محبت کردن، برای مهر ورزیدن،

برای کمک کردن و خیر رساندن، برای عاشق بودن و عاشقانه زیستن ووو

خیلی خیلی کمه ولی باز هم غفلت میکنیم.

باز هم به گونه ای رفتار میکنیم که انگار قراره سالیان درازی در این دنیا

زندگی کنیم.

مرگها را میبینم.

نبودنها را باور داریم.

ولی گویا این مردنها و نبودنها برای همه هست به جز ما.

میدونیم باید بریم....میدونیم مرگ برای همه هست.

ولی باز هم در خود غرقیم.

باز هم سرگرم همه ی امور دنیوی هستیم و از امور مهمتر غافل.

باز هم در کنار عزیزترانمون هستیم و نمی بینمیشون.

پدر و مادر داریم و میدونیم که این دو موجود فقط برای یکبار هستند و به

هیچ عنوان تکرار نمی شوند ولی یا یادی ازشون نمیکنیم یا اینقدر دیر

به یادشون میفتیم که دیگه خیلی دیره.

با همسرمون زیر یک سقفیم ولی زمان برای با هم بودن و حرف زدن و

محبت کردن نداریم.

و همون زمان کم رو یا به سکوت یا به بحثهای بیخود و یا به قهر میگذرانیم.

واقعا فکر کردید یک زن و شوهر کاملا معمولی در طول شبانه روز چند

جمله با هم حرف می زنند؟

چقدر سعی در جلب محبت طرف مقابل دارند؟

چقدر سعی میکنند تا بار خستگی روحی هم رو کم کنند؟

تازه همون مقدار صحبت کردن هم بیشتر اختصاص داره به مشکلات

زندگی مثل مشکلات اقتصادی و یا مشکلات مربوط به فرزندان.

ای کاش قبل از اینکه خیلی دیر بشه به خود بیاییم.

قبل از اینکه عزیزانمون رو از دست بدیم قدرشون رو بدونیم.

از بودن در کنار هم لذت ببریم.

قدر داشته ها رو بدونیم و کمتر افسوس نداشته ها رو بخوریم.

این وقت کم رو به افسوس و دریغ نگذرونیم.

ای کاش...........

خدایا...

خدایا
حکمت قدم هایی راکه برایم برمیداری برمن آشکار کن

تادرهای که به سویم میگشایی ندانسته نبندم
ودرهاییکه میبندی به اصرارنگشایم...

الهی ...

الهی ...

توفیقم ده که بیش از طلب همدردی، همدردی کنم.
بیش از آنکه مرا بفهمند، دیگران را درک کنم
پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم
زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم ...



تقوی

بسم الله ارحمن ارحیم 

 

تقوی توصیه ی همه ی پیامبران و اولیا خداست و بالا ترین افتخار اخلاقی

امام المتقین حضرت علی ( ع )  است

فوائد تقوی :

۱- نزول برکات و رحمت خدا

۲- نجات و رهایی

۳- نعمت های متنوع و متعدد بهشتی

۴-متقین محبوب  خدایند

۵-بهترین توشه اخرت تقوی است

۶- بخشش گناهان

۷- آرامش وجدان

۸- توفیق از طرف خدا

۹- عامل رستگاری

۱۰- ملاک قبولی اعمال نزد خداست

۱۱-صیانت بخش از گناهان

۱۲- موجب شفای درد های جسمی و روحیست

۱۳- رزق انسان را توسعه و برکت می بخشد

۱۴-  موجب امداد غیبی از طرف خداست

۱۵- موجب تقویت مبانی دینی .فردی و جامعه است

۱۶- پرهیز از دنیا طلبی

۱۷- انس با خدا

۱۸- سحر خیزی

 

اقسام تقوی :

۱- تقوی فردی

۲- تقوای اجتماعی

۳- تقوای دینی

۴- تقوای سیاسی

۵- تقوای اقتصادی

۶- تقوای در نهان

۷- تقوای در آشکاران

راه تحصیل :

علمی

۱ - دقت در فوائد و منافع تقوا

۲- تامل در مفاسد فجور

۳- گناه شناسی

عملی

۱- جهاد اکبر و مبارزه با هوا های نفسانی

۲- هم نشینی با پرهیز کاران

۳- اشنایی با سیرهء اولیاء خدا

۴- دوری از مکان های آلوده

۵- پرهیز از افراد آلوده دل

۶- تاثیر نگرفتن از شرائط بد زمانه

۷- مطالعه ی خطبه متقین و تلاش و در بدست آوردن صفات متقین

بیش از ۱۵۸ آیه قرآن و ۱۸۳ روایت در میزان الحکمه

در بهار الانوارج ۷۰ صفحه ۲۸۲در حدود ۴۰ روایت

در خطبه ۱۹۳ نهج البلاغه در معرفی صفات متقین۱۰۴ صفت آمده است

 

افسران - تقوا یعنی پرهیز با حرکت نه پرهیز با سکون،


بر گرفته از : کتاب بهشت اخلاق 
.نویسنده : مهدی نیلی پور

علم اخلاق

به نام آفریننده ی مخلوقات
شرافت هر علمی به شرافت موضوع آن است و موضوع این علم نفس ناطقه

انسانیه است که اشرف انواع کائنات و افضل طوائف ممکنات است بنابر این معلوم

می شود که موضوع و محور اساسی مباحث اخلاقی " انسان و بررسی حالات

روحی و روانی و افعال برگرفته از آن هاست .

فایده علم اخلاق پاک ساختن نفس از صفات رذیله و آراستن آن به ملکات زیبا و

جمیله می باشد که از آن به تهذیب اخلاق تعبیر می کنند و ثمره ی تهذیب اخلاق

رسیدن به خیر و سعادت ابدیه (جاودانه ) است .

تهذیب نفس یعنی پاک ساختن نفس از صفات و افعال نا پسند و آراستن آن به ملکات

زیبا و خود سازی " یعنی شناخت صفات زشت و زیبای اخلاقی و بررسی دقیق

ویژگی های نهان و آشکار خویش برای علاج زشتی ها و گرفتار نشدن به آن ها و

کسب زیبایی ها اخلاقی و حفظ آنها .
ادامه نوشته